سوخته..

حق نمایی..

سوخته..

حق نمایی..

نقش استعمار در پیدایش وهابیت

نقش استعمار در پیدایش وهابیت

مقدمه: «اسلام» از آغاز پیدایش و ظهور، جهاد و مبارزهئ مستمر علیه قدرتهای ظلم گستر جهان را از اهداف اولیه و بنیادین خود قرار داده و رهایی انسانهای در بند جور و ستم جباران تاریخ و گسستن زنجیرهای اسارت و بردگی و استقرار صلح و آزادی را از پی آمدهای طبیعی گسترش این جهاد مقدس دانسته است.

ماهیت ظلم ستیزی و حمایتهای همه جانبه این آئین حیاتبخش از محرومان و مظلومان جهان منافع نامشروع قدرتهای استعماری را در طول تاریخ به خطر افکنده و با دمیدن روح جهاد و مبارزه در ستمدیدگان وضعیت نگاهداشته شدگان زمین، عرصه ها را یکی پس از دیگری بر پیشوایان جور تنگ کرده و حیات ننگین و پلیدشان را با خطر مواجه نموده است.

 قدرتهای استکباری که تعالیم زندگی ساز و حرکت آفرین اسلام را با منافع خویش در تضاد می بینند و اتحاد روزافزون و تکوین قدرت سیاسی مسلمانان جهان را سد و مانعی بزرگ در راه تحقق سیاستهای ضد انسانی خود تلقی می کنند، با تمام توان همه راه ها و روشهای شیطانی را برای مقابله بااسلام و اتحاد و وحدت مسلمانان به کار می گیرند.

 یکی از حربه ها و روشهای مقابله با اسلام و رخنه در صفوف مسلمانان تحریف حقایق دین و واژگونه کردن اهداف و مقاصد نهایی تعالیم مقدس اسلام می باشد.

 این حربه و ترفند در قالب ساختن و پروردن فرقه های جدید برای قشرهایی از مسلمانان در مناطق و محدوده های مناسب و سپس ترویج و گسترش آن در جهان اسلام چهره می نماید! «وهابیت» یکی از این فرقه های ساختگی است که با مهارت تمام توسط استعمار انگلیس بنیان نهاده شد.

 اهدافی که استعمارگران انگلیسی از ساختن مسلک وهابیت دنبال می کردند عبارت بود از: بدعت گذاری در دین با تحریف حقایق و احکام اسلامی، خنثی کردن تعالیمی چون جهاد و مبارزه، بی رنگ کردن وجهه سیاسی و اجتماعی اسلام و خلاصه کردن دین و دین باوری در نماز و ذکر و عبادت، و ناموجه جلوه دادن تجمع در اماکن مقدسه و زیارتگاهها بعنوان یکی از نمودها و پایگاههای وحدت و قدرت سیاسی مسلمانان و تخریب آنها بعنوان مظاهر شرک و گمراهی! این تنها استعمار گران انگلیسی نبودند که با ساختن مذهب وهابیت و روی کار آوردن حکومت آل سعود به مقاصد شیطانی خویش برای مقابله با اسلام و مسلمانان نائل آمدند، بلکه در مراحل بعدی وهابیان آل سعود به پابوسی آمریکائیان شتافتند و در خدمت اهداف ضد انسانی آنان در آمدند.

 آنچه حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه «اسلام آمریکایی» نامیدند و از آن به عنوان یک خطر بزرگ یاد نمودند، امروز بزرگترین جلوه آن اسلام آل سعود است.

 این اسلام نه تنها ضرر و خطری برای قدرتهای استکباری ندارد، بلکه منافع سرشاری نیز برای آنها در بردارد و آن توجیه جنایتها و حفظ قدرت و سیطرهئ آنان در منطقه است.

 به همین دلیل بودجه های کلان صرف تبلیغ و ترویج این نوع اسلام می شود، اسلامی که ظاهری از اسلام راستین دارد، ولی محتوای آن واژگونه گشته و بدست فراموشی سپرده شده است.

 انتشارات روزنامه جمهوری اسلامی که یکی از مسئولیتهای اساسی خود را تلاش در جهت گسترش اسلام ناب محمدی (ص) می داند، با انتشار این کتاب گامی موئثر در مسیر تحقق این هدف مقدس برداشته و امیدوار است نشر این اثر در مقابله با تبلیغات باطل مسلک استعمار ساخته وهابیت سهمی داشته باشد و بر سطح بینش سیاسی جامعه اسلامی بیفزاید.

 این مجموعه در سال 66با همین عنوان در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شد و پس از درخواستهای مکرر خوانندگان به صورت کتاب در اختیار علاقه مندان قرار می گیرد.

شیعه و سنی از دیدگاه:نواب صفوی و رهبران اخوان(قسمت اول)

شیعه و سنی از دیدگاه:نواب صفوی و رهبران اخوان(قسمت اول)


مسئله شیعه و سنی، مسئله روز شده و دشمنان اسلام با توطئه‌ای گسترده در صدد ایجاد اختلاف و یا جنگ میان این دو جناح اسلام هستند. اکنون بی‌مناسب نیست که دیدگاه‌های رهبری فدائیان اسلام و اخوان را به‌طور اجمال مورد بررسی قرار دهیم:

... یک خبرنگار پاکستانی در سفری به ایران با شهید نواب صفوی دیدار و گفتگو کرده که در ضمن نشر آن، چنین نقل می‌کند: از شهید نواب صفوی درباره فرقه‌گرایی و اختلاف شیعه و سنی در دنیای اسلام، سئوال کردم و او در پاسخ گفت: «...متأسفانه گویا هنوز آن زمان فرا نرسیده که مسلمانان حقایق را درک کنند و جناح‌بندی شیعه و سنی را کنار بگذارند و همگی به کتاب خداوند چنگ بزنند. بدون تردید قرآن می‌تواند آنها را متحد سازد تا جبهه نیرومند و یکپارچه در برابر دشمنان در کمین نشسته‌شان، تشکیل دهند...»

وی درباره «اخوان‌المسلمین» مصر در آن ایام سرکوب آنها آغاز شده بود با ناراحتی و تأسف شدید گفت: «در این روزها که برادران ما در مصر دستگیر و مورد ستم قرار می‌گیرند، دل‌های ما پر از اندوه و غم شده است. هنگامی که طغیانگران در نقطه‌ای از جهان، بر مردان اسلام ستم روا می‌دارند، بی‌‌تردید همه مسلمانان اختلاف‌های مذهبی را به فراموشی می‌سپارند و با برادران خود احساس همدردی می‌کنند و البته شکی نیست که ما در مبارزه خود، در راه اسلام، می‌توانیم توطئه‌های دشمن را که خواستار تفرقه‌افکنی بین مسلمان‌ها هستند، خنثی کنیم. البته وجود مذاهب اسلامی اشکالی ندارد و هیچ‌کس هم نمی‌تواند آنها را لغو کند؛ اما بهره‌وری دشمنان از این امر، باید توسط همه ما، سرکوب شود.» (مجله «المسلمون»، چاپ دمشق، سال پنجم، شماره اول مورخ رمضان 1375 هـ)

شهید نواب صفوی، طبق نوشته شهید فتحی شقاقی در کتاب خود: «السنه والشیعه ضجه مفتعله» - غوغای ساختگی شیعه و سنی – نقل می‌کند که: «وقتی نواب صفوی در دمشق با دکتر مصطفی السباعی، رهبر اخوان‌المسلمین سوریه ملاقات کرد و از او شنید که بعضی از جوانان شیعه به‌جای همکاری با حرکت اسلامی سوریه، به سازمانهای قومی و لائیک می‌پیوندند، در سخنرانی خود در دمشق و در حضور جمع کثیری از شیعیان و اهل سنت فریاد زد: «هر کسی که می‌خواهد یک شیعه جعفری راستین باشد، باید در کنار حرکت اخوان‌المسلمین قرار گیرد.» (السنه والشیعه... چاپ چهارم، رم، ایتالیا، ص 20) و استاد محمدالضنادی در کتاب معروف خود درباره حرکت‌های اسلامی مصر از «برنار‌د لویس» نقل می‌کند: «فدائیان اسلام» با اینکه شیعه هستند، ولی خواستار وحدت اسلامی می‌باشند و در واقع اندیشه آنها به‌طرز تفکر اخوانی‌ها در مصر نزدیک است؛ چرا که آنها معتقدند اسلام یک نظام کامل برای زندگی است و از طرفی، فرقه‌گرایی در بین مسلمانان و جدایی شیعه و سنی، مفهومی ندارد» و سپس از قول شهید نواب صفوی نقل می‌کند: «همه با هم، متحد شویم و جز جهاد در راه خدا، هر چیز دیگری را فراموش کنیم و جدایی بین شیعه و سنی را کنار بگذاریم.» (کتاب: کبری الحرکات‌الاسلامیه فی‌العصر الحدیث، صفحه 150 چاپ قاهره) این نمونه‌ای از دیدگاه شهید نواب صفوی در مسئله اختلاف بین شیعه و سنی است و اکنون اشاره‌ای می‌کنیم به دیدگاه‌های رهبری اخوان‌المسلمین درباره این موضوع حساس و حیاتی: استاد شیخ عمر التلمسانی، دیدگاه شهید شیخ حسن‌البنا مؤسس و نخستین مرشد اخوان‌المسلمین درباره شیعه و سنی چنین بیان می‌کند: «امام رضوان الله علیه توجه خاصی برای ایجاد وحدت اسلامی داشت و اخوان‌المسلمین در گذشته و امروز، و در آینده نیز در راه این وحدت خواهند کوشید، ولو اینکه در این هدف بزرگ، دچار مشکلاتی بشوند.

مسلمانان طبق نص صریح قرآن امت واحدی هستند: «و ان هذه امتکم، امه واحده» من به خاطر دارم که در سال‌های 40 آقای قمی که یک عالم شیعی بود، در ساختمان مرکزی اخوان، به‌عنوان میهمان اقامت داشت و در آن هنگام امام شهید، به‌طور جدی در راه تقریب بین مذاهب اسلامی می‌کوشید تا دشمنان نتوانند از دوری و جدایی مسلمانان، سوء‌استفاده کرده و وحدت امت، امت اسلامی را، از بین ببرند.

روزی از امام درباره مسئله اختلاف بین شیعه و سنی سئوال کردیم. ایشان ما را از ورود در این قبیل مسائل منع کرد و گفت که مسلمانان نباید خود را با این قبیل مسائل مشغول کنند و باید متوجه باشند که دشمنان اسلام، از این قبیل مسائل برای آتش‌افروزی و ایجاد فتنه بهره می‌گیرند! به حضرت ایشان گفتیم: ما از روی تعصب و یا گسترش دامنه اختلاف بین مسلمانان، این موضوع را مطرح نکردیم، بلکه هدف آگاهی از حقیقت است؛ چون مطالبی که در کتاب‌ها درباره شیعه و سنی مطرح هست، قابل شمارش نیست و ما به‌طور طبیعی نمی‌توانیم به بررسی این کتاب‌ها و منابع بپردازیم؟!

امام حسن‌البنا رضوان‌الله علیه فرمود: بدانید که اهل سنت و شیعه همگی مسلمانند و کلمه توحید: لا‌اله‌الاالله و اشهد‌ان‌ محمدرسول‌الله همه آنان را گرد هم می‌آورد و در این اصل اساسی عقیدتی، شیعه و سنی یکسانند و به هم می‌رسند؛ اما اختلاف در میان این دو جناح، در فروع و در مسائلی است که می‌توانیم آنها را به هم نزدیک کنیم. پرسیدیم: می‌توانید نمونه‌ای ذکر کنید؟ امام گفت: شیعه نیز مانند مذاهب چهارگانه اهل سنت، دارای فرقه‌های گوناگونی است؛ مثلاً شیعه امامیه مسئله امامت را یک اصل ضروری در اسلام می‌دانند که حتماً باید تحقق یابد برای اینکه امام حافظ شریعت است و سخن او درباره احکام شرعی، کلمه فصل و حکم نهایی است و اطاعت وی به‌طور مطلق، واجب است.

در بعضی مسائل فقهی هم اختلاف هست که می‌توان آنها را برطرف کرد؛ مانند مسله ازدواج موقت و یا تعداد همسران در نزد بعضی از فرق شیعه و امثال اینها، که ما نباید اینها را وسیله‌ای برای جدایی بین اهل سنت و شیعه قرار دهیم، بلکه باید توجه داشته باشیم که هر دو مذهب، صدها سال در کنار همدیگر و بدون هیچ‌گونه برخوردی، مگر در کتاب‌ها و نوشته‌جات، با یکدیگر نداشته‌اند و باز می‌دانیم که امامان و پیشوایان شیعه آثار بسیاری از خود به یادگار گذاشته‌اند که در واقع ثروت گران‌بهایی در کتابخانه‌های مسلمانان است.

تا اینجا سخن از امام شهید حسن‌البناست و من هم عقیده دارم که خیر دنیا و آخرت، در آن است که هرگز دنبال اموری که موجب اختلاف بین شیعه و سنی می‌گردد، نرویم؛ زیرا که این، هدف مهم دشمنان اسلام است.» (از کتاب: ذکریات لا مذکرات - خاطرات شیخ تلمسانی، چاپ قاهره، 1405 هـ). بی‌تردید شهید نواب صفوی با سفرخود به کشورهای عربی و ملاقات با شخصیت‌های معروف اهل سنت، نقش اساسی در ایجاد روابط بین حرکت اسلامی ایران و اخوان‌المسلمین داشت تا آنجا که استاد شیخ راشدالغنوشی، رهبر نهضت اسلامی تونس، می‌گوید: «حرکت فدائیان اسلام در ایران، در واقع امتداد اندیشه و تفکر اخوانی در این سرزمین بود.» (کتاب: مقالات حرکه‌ الاتجاه الاسلامی بتونس، چاپ پاریس دارالکروان) و همین پیوند فکری وحدت‌طلبانه بود که رژیم شاه را نگران نمود و در اتهامات خود، علیه شهید نواب صفوی و فدائیان اسلام، آنها را وابسته به «اخوان‌المسلمین»اعلام کردند!